تبلیغات
آریایی

چشام پر اشک، بغض تو گلوم

میگه میخوای گریه کنی ؟!

پَـــ نَ پَــــ میخوام ببینم با چشام میتونم بشاشـم

ساعت 7 صبح داییم به گوشیم زنگ زده برداشتم میگم: بــــــــله!؟

میگه اِ خواب بودی؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ سر صبحی صدامو شکل داریوش کردم حال کنی

 

 

رفتم مغازه دارو سوسک کش خریدم . میگم بریزم زمین اینو؟یارو میگه پَـــ

نَ پَـــ صبح ظهر شب با یه لیوان آب بده سوسکه بخوره

 

 

دارم فیلم میبینم ... زنه توش بیکینی پوشیده...

مامانم اومده میگه فیلم خارجیه؟

پَـــ نَ پَـــ مختار نامست یه چند قسمتش تو سواحل انتالیا فیلمبرداری

شده

 

 

دارم سبزی خورد می کنم ... دستم بریده ... میگم مامان چسب

داری؟

میگه دستتو بریدی؟!

پَـــ نَ پَــــ می خوام کارم تموم شد دوباره سبزیارو بچسبونم

 

 

به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه میگه استارت میزنی روشن

نمیشه؟میگم پَـــ نَ پَــــ وقتی ازش خواهش میکنم روشن نمیشه

 

 

تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟ پَـــ نَ پــَـَـَـــ

اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم

 

 

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده،خوردم زمین میگه کمک

میخوای؟میگم پـَـ نَ پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم

مقاومت میکنم بریییید برییییییید

 

 

دختره میگه اگه من برم خارج تو با یه دختر دیگه ای دوست میشی؟

پَـــ نَ پَـــ میرم تو اتاقم خودمو حبس می کنم رو دیوارشم می نویسم:

شاید این جمعه بیاید ... شاید

 

 

دراز کشیده بودم لب استخر ... دوستم میگه آفتاب می گیری؟

پَـــ نَ پَـــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

 

 

شمع های ماشینم سوخته,رفتم تعمیرگاه...میپرسه عوضشون کنم؟؟

پـَـَـ نَ پـَـَــ

فوتشون کن تا صد سال زنده باشی

 

 

به دوستم میگم خودکارو بده میگه چیزی میخوای بنویسی؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه زیر شلواری براش گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه

 

 

رفته بودیم مکه یه پیر مرد که کاروانه ما بود مثلا میخواست سر صحبت باز کنه

مخمون به کار بگیره ازم پرسید پسرم واسه زیارت خدا اومدی؟... گفتم

پَــ نَ پَـــ ...اومدم کارایه انتقالیه امام رضارو ردیف کنم بیاد اینجا.

 


 

سر جلسه امتحان به دختره میگم سواله 8 چی میشه؟میگه تقلب

میخوای؟میگم پـَـــــــ نَ پــَــــــــ میخوام ببینم سطح علمیت درچه حد

با خانواده بیایم خواستگاریت

 

 

با ماشین افتادیم ته دره ... یارو میگه زنگ بزنم امبولانس بیاد؟

پَـــ نَ پَـــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش میکنیم !


 

به بقاله می گم هزاری بهتر از این نداری؟ میگه پاره س؟ پَـــ نَ

پَـــ، امام توش خوب نیفتاده !

 

 

دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم ... بی بی انداختم ...

میگه بی بی بازی کردی؟

پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم!

 

 

یه جوش اندازه گلابی رو دماغم زده ، دوستم دیده میگه جوشه ؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ قسمتهای مهم صورتمو علامت زدم ،تو امتحان میاد..

 

 

 

برج مراقبت : باند یک آماده نشستنه,چرخ هاتونو باز کردین؟

خلبان : پَ ن پَ کف بریزین تو باند یخورده لیز بخوریم

برج مراقبت : حالا بخندیم کاپیتان؟

خلبان : پَ ن پَ بزن اون لایک قشنگه رو شاد شیم

برج مراقبت : کاپیتان توجیح هستین که جون مسافرا دست شماست؟

...




پنجشنبه 14 مهر 1390 | نظرات ()

 

دانلود نرم افزار

اس ام اس

html tutorial

learn php

قالب وبلاگ