تبلیغات
آریایی

نصاب کولر اومده میگه خوب پس باید کولر نصب کنیم ؟ میگم په نه په

آوردیمت فوت کنی خنک شیم

 

معلمم اومده خونمون تمبکمو دیده میگه تمبکه؟ میگم پ ن پ ساکسیفونه

روش پوست

گردو کشیدم خاک نره توش میگه منظورم اینه که میزنی؟ میگم پ ن پ

اون زورش زیاد تره اون منو میزنه میگه بیخیال درسو شروع کنیم؟ میگم پ

ن پ من تنبک میزنم شمام برقص با هم پول در بیاریم

 

 

تو تاکسی به راننده میگم آقا نگه دار.

میگه پیاده میشی؟

میگم بله، پیاده میشم.

(ستاد مبارزه با فتن? پـَـَـ نــه پـَـَــــ

 

موسی فریاد زد عصایم را بیاورید.

فرعون وحشتزده پرسید میخواهی عصا را به اژدها تبدیل کنی؟

موسی گفت نه، میخوام برم. ببخشید دیگه، خیلی زحمت دادیم.

(ستاد مبارزه با فتن? پـَـَـ نــه پـَـَـ - واحد بنی اسرائیل


صبح از خواب بیدار شدم، مامانم میگه خوب خوابیدى؟

تا اومدم بگم: پـَـَـ گفت: پـَـَـ نَ پـَـَـ و زهرمار، پـَـَـ نَ پـَـَـ درده

بیدرمون

پـَـَـ نَ پـَـَـ کوفت، پـَـَـ نَ پـَـَـ مرض گفتم: خوب حالا چرا میزنى؟

گفت: پـَـَـ نَ پـَـَـ میخواى بشینم باهات درد ودل کنم پَـــ نَ پَــــ ش

کنی بذاری فیسبوک؟

 

 

از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمم داشت خودشو از شدت ناراحتی

میکشت یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه یهو عمه صاف

نشست گفت دِ نـَـه دِ تازه الان بهم ریختس!

 

به داداشم میگم صدای تلویزیون کم کن. میگه اذیتت میکنه؟ گفتم پـَـَـ

نــه پـَـَــــ میخوام لب خونیم قوی بشه!

 

دختره داره غرق میشه میگم دستتو بده به من  میگه می خوای نجاتم

بدی؟

پــَـَـ نــه پــَـَـــ میخوام واست لاک بزنم!

 

لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمیکنه، یارو میگه ضربه

فیزیکی؟!!

پـَـَـ نــه پـَـَـــ بی محلی کردم یکم، ضربه روحـــی خورده!

 

پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو

داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می

خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!

 

اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا

میزنههم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه

تورو دیده از خنده ریسه رفته

 

دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم بی بی انداختم

میگه بی بی بازی کردی؟

پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم


 

گزارش گر صدا و سیما در حال تهیه گزارش از وضعت کار و اشتغال جوانان

سلام شمااز وضعیت کاری جوانان راضی هستین؟؟

بله

-خودتون کجا کار می*****کنید؟؟

- تو گاوداری..!!!

- کارگر هستین؟؟؟

- پَـــ نَ پَـــگـاویملباس کارگر پوشیدیم میخوایم از بیمه بیکاری

استفاده کنیم

 

 

(منو داداشم دو قلوییم)در حال قدم زدن بودیم داداشم چند متر جلوتر

از من راه میرفت یارو اول داداشمو دید اومد جلوتر منو دید, رنگش پرید

برگشت گفت دو قلویید گفتم:پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آینه می بینید به

شما نزدیک تر است

 

 

رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ?? تا بزن

میگه ?? لیتر؟

پَـــ نَ پَــــ ?? تا قاشق چای خوری

 

 

به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پَـــ

نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد

 

 

از دل درد دارم میمیرمو جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب میخورم .

بعد 2 ساعت یارو اومده بیرون میگه دستشویی داری ؟؟

میگم پَـــ نَ پَـــ دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی

تمرین میکنم.

 

 

ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم ، میگه : با این بازش کنم ؟!!!

میگم پَــــ نَ پَــــ !!! روش راست کلیک کن ! اوپن ویت رو بزن ! با

اینترنت اکسپلور بازش کن !!

 

همچین نگام میکنه میگه : کاش وی پی ان داشتم ! چون اگه الکل

داشته باشه فیلتره !!!

 

به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ تو نگهشدار من نردبون و میچرخونم!

 

دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟

میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!

 

سرخ پوسته گفت پَـــ نَ پَـــ ژاپونه ما هم چون شلوار پامون نیست از

خجالت قرمز شدیم!

 

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد

بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟

 

دارم رو تردمیل عینه خر میدووم یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟میگم

پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده

میشم!!

 

 

پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟پـَـَـ

نَ پـَـَــــ میخوام حمله کنم

 

آنتی پـَـَـ نــ پـَـَــــ !

 

حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی.

 

 

میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران

با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که

امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها

یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم.




سه شنبه 29 شهریور 1390 | نظرات ()

 

دانلود نرم افزار

اس ام اس

html tutorial

learn php

قالب وبلاگ